X
تبلیغات
یادداشت های یه جوجه دکتر

یادداشت های یه جوجه دکتر

For people who love & respect animals...

اوسکول نوشت (3،شایدم 4)


- استاد سر کلاس : کف پای گاو به طور طبیعی یک انحنا داره مثه پاهای انسان.

حالا اگه کف پای گاو صاف باشه چی میشه؟

- من : استاد از سربازی معاف میشه!!



+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1392ساعت 16:15  توسط Jooje 2ktor  | 

سلااااااااام از دوباره!

چه گرد وخاکی گرفته اینجارو!

آدم سرفه ش می گیره!

یکسال پیش که وبلاگمو ترک کردم باید عین این فیلما رو همه جاش پارچه سفید مینداختم که اینقد خاک نگیرن پستام!

یادش بخیر قدیما اینجا برو بیایی داشت...

یه موقعایی زندگی می کردیم اینجا...

چه دوستایی داشتیم،یکی از اون یکی بهتر وبا مرام تر: دکترچه،سعید،پسرآدم،مشهدی،آتنا،مهتاب،نسرین،مهلا و ...

همه ش زیر سر درسای سخت و بدبختیای زندگیه،البته نقش تنبلی از همه پررنگ تره ناگفته نماند!

یادمه با خودم عهد بسته بودم از خاطرات دامپزشکی و کار با حیوونا بویسم.

ولی اینقد عادی و روزمره شدن که دیگه هیچ جذابیتی واسم ندارن.

از طرفی اینقد روهم رو هم جمع شدن که نمی دونم از کجا بنویسم:

از اولین بار که جراحی کردم، از اون باری که نزدیک بود یه گاوی با کله ش منو له کنه، 

از اون باری که بعد از واکسن زدن به سگه،سرنگ رفت تو دست خودم!، 

از لذتی که موقع بغل کردن گربه ها و سگای ناناز کوچولو به آدم دست میده، 

از توله سگهای تازه بدنیا اومده ای که هرکار می کردم شیر مامانشونو نمی خوردن،

از اون باری که استادم مجبورم کرد که بوی زخم چرک کرده ی یک سگی رو از نزدیک استشمام کنم تا دیگه حالم بهم نخوره!،

از تصمیمی که برای آینده درسی و کاریم گرفتم

 و و و ....

بیخیال ولی... وقت واسه خاطره تعریف کردن زیاده...

فعلا من و این پیشیا میخوایم این قلبه رو تقدیم کنم به همه ی دوستای وبلاگیم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1392ساعت 0:6  توسط Jooje 2ktor  | 

بدم میاد

نمی دونم فقط من اینجوری ام یا شما ها هم همینجوری این!

این جوری که بی خود و بی جهت از یه عالمه آدم بدتون میاد!

من که خیلی زیادن آدمایی که ازشون بدم میاد!

داداشم میگه این نشان از یک مشکل روانیه!!

مثلا این خانومه هست که ظهرا تو شبکه سه اخبار ورزشی بانوان میگه؛ اینقدر بدم میاد ازش!فقط بخاطر اینکه فک میکنم شکل ماسته!( دلیل منطقی رو داشتیم خداییش!)

البته آدما زیادی هم هستن که من با دلیل منطقی ازشون بدم میاد.

مثلا آدمایی که با دهن باز آدامس یا غذا میجون.


یا این مامانایی که خیلی الکی از بچه هاشون تعریف می کنن.

یا این آدمای بیشعوری که از توی باغچه ها و از روی چمنا رد میشن تا مسیرشون کوتاه شه.

یا اینایی که فک می کنن از دماغ فیل افتادن.

یا اینایی که فک میکنن خیلی خوشگل و خوش تیپن!

یا این دخترای روانی ای که فک می کنن همه پسرای دنیا بهشون نظر دارن!

یا اینایی که تو اتوبوس پشت تلفن بلند بلند با دوست پسرشون حرف میزنن!

یا این پسرایی که یقه های باز و شلوارای مسخره دارن و عین دختر بچه ها حرف میزنن.

یا آدمایی که خیلی فک میکنن زرنگن.

یا اینایی که تن صداشون جوریه که انگار به قول معروف توی دماغشون حرف می زنن!!

یا اینایی که هیچ وقت تو زندگیشون آن تایم نیستن.

از همه مهم تر این بی فرهنگایی که توی اتوبوس یا مترویی که عین چغندر مسافر سوار کرده، خودشون روی یه صندلی میشینن و بچه ی دوساله شونم روی یه صندلی دیگه میذارن.آخه مگه واسه اون بچه بلیت میدن که الکی جای یه نفر آدم دیگه که بلیت هم داده رو میگیرن! اه! بیشعورا آدمو روانی می کنن.

از آدمای عقده ای هم خیلی بدم میاد!

نمیتونین حتی تصور کنین که همین الانم که دارم در مورد این مدل آدما حرف میزنم، چقدر دارم حرص میخورم!

.

.

شما از کیا بدتون میاد؟!



+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1391ساعت 23:8  توسط Jooje 2ktor  | 

علم مقدس دامپزشکی


رفتم تحقیق کردم، دیدم این علم دامپزشکی خیلی علم بی پدر و مادریه!

از جغرافی بگیر برو تا هواشناسی، همه علما یه پدر دارن ولی تا حالا شنیدین بگن فلانی پدر علم دامپزشکیه؟!

از همین رو من طی یک حرکت خداپسندانه تصمیم گرفتم که خودم به فرزند خوندگی قبولش کنم و رسما بشم "پدر علم دامپزشکی"!!

ولی ای دل غافل... همه گفتن فقط یه آقا می تونه بشه پدر یه علم!

من هم گفتم فدای یه تار موی بچه م(علم دامپزشکی)!!

باباش نمی تونم بشم، ننه ش که می تونم بشم!!

لذا از این لحظه به بعد شما میتونین منو با عنوان رسمی "مادر علم دامپزشکی" صدا بزنید!!

حالا دیگه مامانم شده "مامان بزرگ علم دامپزشکی" داداشمم شده "دایی علم دامپزشکی" و الی آخر....!!



14مهر، تولد بچه م (روز ملی دامپزشکی) مبارک پیشاپیش... :))


پ ن : قالبم چرا اینجوری شده؟خدا لعنتش کنه این بلا گ فا رو!!

پ ن : قالبمو درستش کردم!

+ نوشته شده در  جمعه 7 مهر1391ساعت 23:45  توسط Jooje 2ktor  | 

پولی که از گلو پایین نمیره

 

مرز بین درآوردین پول حلال و حروم به باریکیه یه تار موه ولی عاقبتش زمین تا آسمون فرق داره.

پول حروم فقط اونی نیست که با رشوه بدست بیاد یا درآمد حاصل از قاچاق باشه.

لازم نیست از دیوار مردم بالا رفت تا پول حروم بدست آورد.

.

با یه کم فروشی ساده هم میشه پول حروم درآورد.

فقط کافیه کاسب باشی و بجای ۹۲۰ تومن، ۱۰۰۰ تومن از مردم بگیری.

فقط کافیه معلم باشی و کلاس ۹۰ دقیقه ای رو توی ۷۰ دقیقه تموم کنی.

فقط کافیه دکتر قلب باشی و واسه گرفتن پول اضافی، الکی از بیمارت نور قلب بگیری.

فقط کافیه کارگر روزمزد باشی و الکی کار مردمو طولش بدی تا پول یشتری در بیاری.

فقط کافیه دامپزشک باشی و هی بیخودی مریضتو بفرستی آزمایشگاه و هر سری دوباره ازش حق ویزیت بگیری.

۰

اون وقته که با ۱۰ بار ختم قران کردن و دائما نماز خوندن و هر روز روزه گرفتن،این کارات جبران نمیشه. چون خود خدا گفته من از حق خودم میگذرم ولی از "حق الناس" نه.

اون وقته که باید همه ش منتظر اتفاقای بد تو زندگیت باشی.

اون وقته که باید از عاقبتت بترسی...


پ ن : نماز و روزه هاتون قبول.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1391ساعت 0:37  توسط Jooje 2ktor  | 

قروقاطی نوشت!

دیدین این آدمایی رو که توی مترویی که چند متر زیر زمینه و هیچ اشعه ی خورشیدی هم بهش نمی رسه یا داخل ساختمونا، عینک آفتابی میزنن؟!

اینا از لحاظ درک و شعور دقیقا برابری می کنن با کسایی که هر وقت منو می بینن، می پرسن: "راستی دامپزشکی فوق دیپلمیه یا لیسانسی"!!

آدم دلش میخواد جفت پا بره تو صورتشون، پخش شن تو دیوار!

 

یه مشت دانشمند بیکار نشستن دور هم، هی باکتری کشف کردین، ویروس کشف کردن، قارچ و انگل و ... کشف کردن، بعد هی نشستن واسه اینا اسم و فامیل انتخاب کردن!

یعنی با خودشون نگفتن ما بد بختا چه جوری باید این همه اسمو حفظ کنیم؟!

اینا فک کردن به خاطر خدمتی که به علم وبشریت کردن، جاشون تو بهشته؟! نخیر آقا! با این همه تف و لعنتی که پشت سرشونه، جاشون قشنگ در قعر جهنمه! والا!

    

آقا فریبرز طی یک حرکت کاملا محیر العقولانه تخم گذاشت! و ما رو در دنیایی از شک و تردید قرار داد!

الان دیگه نه میدونم چی باید صداش کنم، نه می دونم بابای بچه ش کیه؟!!!!

دچار بحران هویتی شده لاک پشتم!

 

مکالمه مامان بزرگم با من درباره ی آقا فریبرز:

مامان بزرگم: زهرا پاشو برو به این کفترت غذا بده!

من: کفترم؟!

مامان بزرگم: همون بوقلمونت!

من: بوقلمونم؟!!!

مامان بزرگم: همون کلاغتو میگم دیگه! پاشو برو بهش غذا بده...!

من دق کردم ولی مامان بزرگم اسم این طفلی رو یاد نگرفت که نگرفت!

 

 در آخر حرفام یه چی میگم ولی شما جدی نگیرین!

.

.

.

.

دیدین وقتی عاشق یکی میشی، همه ی آدمای دنیا رو شکل اون می بینی؟هییییییییی روزگار!!!


پ ن: امروز روز خیلی خیلی خوبی بود! جاتون خالی!


+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1391ساعت 16:8  توسط Jooje 2ktor  | 

بچه م!


بالاخره منم حیوون دار شدم!

البته بعد از تلاش های فراوان برای راضی کردن خانواده،

لاک پشتم به اندازه یه بشقاب میوه خوریه! اگه کسی پیشش باشه بی حرکت یه گوشه کز می کنه! ولی وقتی تنهاس مدام دور باغچه واسه خودش قدم میزنه!

نمی دونم نره یا ماده! ولی یه حسی بهم میگه که پسره!

اسمشم گذاشتم " آقا فریبرز"!

آقاشو نگی ناراحت میشه!



+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 19:22  توسط Jooje 2ktor  | 

زادروز من

امروز تولد منه!

همیشه دوست داشتم یه بارم که شده،هیشکی تولدمو یادش نباشه تا بتونم بشینم و یه دل سیر گریه کنم که هیشکی دوستم نداره!و این قضیه تا حدودی امسال به حقیقت پیوست! (در حدود 40 درصد!)

امسال برخلاف پارسال خیلیا تولدمو تبریک نگفتن!یعنی فقط خانواده م و چند تا از دوستای نزدیکم و یکی دو تا از افراد فامیل بهم لطف کردن.

افرادی که مطمئن بودم هیچ وقت تولدمو فراموش نمی کنن هم هنوز تا الان که بیشتر از نصف روز گذشته، یادی ازم نکردن!

پارسال که تولدمو اینجا تو وبم نوشتم،تصمیم گرفتم که سال دیگه (امسال) این کارو نکنم تا ببینم چند نفر یادشون مونده! و چه انتظار بیخودی!مردم از بس مشکل دارن یادشون نمی مونه ظهر نهار چی خوردن!

با این حال حدس میزدم یکی دو نفر یادشون مونده باشه!که زهی خیال باطل بود!

اما... اما یک نفر هست که اصلا ازش انتظار داشتم تولدمو فراموش کرده باشه. اسمشو نمیگم چون شاید بشناسینش.ولی از همینجا بهش میگم: فلانی خیلی بی معرفتی!خییییلیییییییی!!

شاید بگین خب حالا!یه تولد که این همه گله گی نداره!راست هم میگین ولی خب امروز یه روزه که مخصوص منه.همونطور که امروز واسه من با بقیه وقتا فرق می کنه،باید واسه کسایی که دوستشون دارم و دوستم دارن هم یه فرقی بکنه.



+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 19:9  توسط Jooje 2ktor  | 

تولد عید شما مبارک!

بله! سال 90 هم گذشت.دو روز دیگه 91 هم تموم میشه! چشم رو هم بذاری می بینی پیر شدی و پات لبه گوره!

امسال هم خوب بود هم بد! (اصولا خوبی یا بدی مطلق وجود نداره!)

خوب بود چون من امسال گواهینامه گرفتم!

بالاترین معدل در دوران دانشجوییمو کسب کردم!

خیلی سال پر مسافرتی داشتم.

و ...

و بد بود چون امسال مادربزرگمو از دست دادم.

سال 91 هم چه بخوایم چه نخوایم، خوب و بدش قاطی خواهد بود.ما فقط می تونیم امیدوار باشیم و آرزو کنیم که خوبیهاش بچربه به بدیهاش!

امیدوارم امسال همه دم بختا، عروس داماد بشن!(شکلک ذوق مرگی!!)

عروس دامادا بچه دار بشن!

اونایی که کنکور سراسری دارن، کنکور ارشد دارن، امتحان تخصص دارن و از همه مهم تر مثل خودم امتحان علوم پایه دارن(شکلک بدبختی!)، به رتبه ای که حقشونه دست پیدا کنن.(دسته کم پاس بشن!)

اونایی که خونه ندارن، خونه دار بشن.

مریضا سالم بشن.

آدما مهربون بشن.

و کلا خدایا...  هر کی هرچی نداره، بهش بده!

فقط خدایا حواست باشه در همون حدی بهمون بده، که ظرفیتمون اجازه میده...

دمت گرم خدا...


کلیشه نوشت: برای همتون سالی خوب توام با سلامتی و خوشبختی آرزو می کنم!

جوجه دکتر نوشت: آجیل ماجیل زیاد بخورین، اصلا هم اهمیت ندین که چاق میشین یا پوستتون خراب میشه! دنیا همش دو روزه، پس برین حالشو ببرین!

پ ن: این اولین پستمه که بدون اینکه از قبل رو کاغذ بنویسمش،نوشتم. همه شو فی البداهه پای کامپیوتر تایپ کردم!

پ پ ن: قالبم خیلی حیوون داره!خوشم میاد!


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 18:8  توسط Jooje 2ktor  | 

ولنتاین

این روزا تو هر سایتی که میری  یا هر کی رو می بینی، اولین سوالی که ازت می پرسن اینه که واسه ولنتاین چه برنامه ای داری؟

اینباکس ایمیلم پر شده از ایمیلایی که ولنتاینو تبلیغ می کنن. آخه مگه اینا از خودشون فرهنگ ندارن؟ مگه عقل و شعور ندارن؟ چرا مثل میمونا فقط بلدن تقلید کنن؟

اصولا آدما براساس واکنششون در مود ولنتاین به چند دسته تقسیم می شن:

یک دسته اونایی که توی این روز لباس ترو تمیز می پوشن، موها رو آب جارو می کنن، بعد با دوست دختر یا پسرشون (در مواردی نامزدشون)، توی یه رستوران شیک قرار میذارن و طی یک حرکت کاملا لوس و مسخره، یه قلب مخملی قرمز از توی کیفشون در میارن و میگن:"تقدیم به تک ستاره شبهای زندگیم" و از این قسم حرفای خونوک که همه ش هم دروغه! چون همین حرفارو یه ساعت بعد به یه نفر دیگه می گن!

این دسته از آدما، بسیار عقده ای ان و مثلا می خوان بگن ما خیلی باکلاس و خارجه گونی ایم!! خدا بگم چیکارتون کنه بدبختای بی فرهنگ!(خون آدمو به جوش میارن!)

دسته دوم آدمایی ان که هر سال به محض این که به این روز می رسیم، رگ وطن پرستی و ایرانی گریشون باد می کنه و داد می زنن که آهای آدمای وطن فروش اجنبی پرست، مگه ما خودمون از این جشنا نداریم، فلان روز از ماه اسفند در جشن ایرانیان باستان روز عشاقه، ولنتاین ایرانی ها اون روزه و ... .

این تیریپ آدما هم یه مشت آدم دون مغز(!) روشن فکر نمان که فقط وقتی به روز ولنتاین می رسن، یاد آیین های باستانی می افتن.

این آدما از کل آیینن های باستانی ایرانی فقط یاد گرفتن که یه فروهر گنده بندازن گردنشون و به همه دنیا نمایش بدن.

یکی نیست به این آدما بگه شما که هنوز معنی اصلی ترین پیام ایران باستان(گفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک) رو درک نکردین و در تمام سال جز پدرسوخته باز و زیر آب زنی به کار دیگه ای اشتغال ندارین، از کل ایران باستان همین یه روز عشاق رو فهمیدین؟

من با هیچ کدوم از این گروها موافق نیستم، اصولا این پدیده هدیه دادن از بنا مشکل داره! اگه کسی می خواد به نامزدش یا همسرش کادو بده که اصلا نباید به تاریخ و تقویم نگاه کنه، همه روزا روز خدان! و اگر هم میخواد به دوست دختر یا دوست پسرش هدیه بده که خیلی بیخود کرده!! (با عرض معذرت!) وقتی دینمون ممنوع دونسته رابطه داشتن با فرد نامحرم رو، پس اصولا دوست دختر، دوست پسر، و نمی دونم Social Friend و Best Friend  و هزار کوفت و زهر مار دیگه، هیچ معنی ای نداره!

خب به این ترتیب نسخه ی ولنتاین رو هم پیچیدیم!

پ ن : خیلی جالبه! شما می دونستین که معاونت پشتیبانی از نهاده های دام، جزء زیر مجموعه های وز ار ت صنعت و معدنه؟!!!!منم نمی دونستم دیروز تو رادیو گفت!

پ ن : من اگه یه کاره ای بودم امکان نداشت بذارم زن جماعت استاد دانشگاه بشه! مگه این که مراتب عقده ای نبودنشون ثابت بشه!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1390ساعت 13:22  توسط Jooje 2ktor  | 

مطالب قدیمی‌تر